تبلیغات
ابزار نمایش رتبه گوگل یا پیج رنک , . , .

javahermarket

javahermarket

javahermarket

javahermarket

سایتی برای همه - وقتی که میگن زن شیطون رو هم درس میده، قبول کن!

وقتی که میگن زن شیطون رو هم درس میده، قبول کن!

نویسنده :حسین گل افتاب
تاریخ:جمعه 25 اسفند 1391-04:55 ب.ظ

وقتی که میگن زن شیطون رو هم درس میده، قبول کن!

حکایت و داستان | وقتی که میگن زن شیطون رو هم درس میده، قبول کن! زن به شیطان گفت : آیا آن مرد خیاط را می بینی ؟ میتوانی بروی وسوسه اش کنی که همسرش را طلاق دهد ؟
 

شیطان گفت : آری و این کار بسیار آسان است پس شیطان به سوی مرد خیاط رفت و به هر طریقی سعی می کرد او را وسوسه کند اما مرد خیاط همسرش را بسیار دوست داشت و اصلا به طلاق فکر هم نمی کرد پس شیطان برگشت و به شکست خود در مقابل مرد خیاط اعتراف کرد.

سپس زن گفت : اکنون آنچه اتفاق می افتد ببین و تماشا کن...

زن به طرف مرد خیاط رفت و به او گفت : چند متری از این پارچه ی زیبا میخواهم پسرم میخواهد آن را به معشوقه اش هدیه دهد پس خیاط پارچه را به زن داد. سپس آن زن رفت به خانه مرد خیاط و در زد و زن خیاط در را باز کرد و آن زن به او گفت : اگر ممکن است میخواهم وارد خانه تان شوم برای ادای نماز، و زن خیاط گفت: بفرمایید،خوش آمدید.

و آن زن پس از آنکه نمازش تمام شد آن پارچه را پشت در اتاق گذاشت بدون آنکه زن خیاط متوجه شود و سپس از خانه خارج شد و هنگامی که مرد خیاط به خانه برگشت آن پارچه را دید و فورا داستان آن زن و معشوقه ی پسرش را به یاد آورد و همسرش را همان موقع طلاق داد!

سپس شیطان گفت: اکنون من به کید و مکر زنان اعتراف می کنم، و آن زن گفت: کمی صبر کن نظرت چیست اگر مرد خیاط و همسرش را به همدیگر بازگردانم؟؟؟!!! شیطان با تعجب گفت : چگونه ؟؟؟
آن زن روز بعدش رفت پیش خیاط و به او گفت همان پارچه ی زیبایی را که دیروز از شما خریدم یکی دیگر میخواهم برای اینکه دیروز رفتم به خانه ی یک زنی محترم برای ادای نماز و آن پارچه را آنجا فراموش کردم و خجالت کشیدم دوباره بروم و پارچه را از او بگیرم و اینجا مرد خیاط رفت و از همسرش عذرخواهی کرد و او را برگرداند به خانه اش و الان شیطان در بیمارستان روانی به سر میبرد!!








Admin Logo
themebox Logo